من از قصه زندگی ام نمی ترسم
من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته
تغذیه کردن می ترسم.
ای بهار زندگی ام
اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست
اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد
برگرد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا
باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.
بگذار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده.
این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه
من را ترک خواهد کرد.
بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام
گریه نمـــــــی کنم ، نه اینکه سنــــگم
گریه غـــــــــــرورمو بـــــهم می زنــــــه
مرد برای هضــــــــم دلتنـــگی هــــاش
گریه نمــــــــــی کنه ، قــــــدم می زنه
....
گریه نمی کـــــــنم ، نه اینکــه خــــوبم
نه اینکه دردی نیست ، نه اینکـه شادم
یه اتفاق نصــــــــــفه نیمـــــــــه ام که
یهـــــو میـــــــــــــون زندگی افـــــتادم
....
یه ماجــــــــــرای تلخ نا گـــــــــــــــزیرم
یه کهـــــــکشونم ، ولی بی ســــــتاره
یه قهــوه که هر چی شـــکر بریــــــزی
بازم هــــمون تلـــخی نـــــــاب رو داره
....
اگه یکــــــــی باشه ، مـــــنــو بفهـمـه
براش غــــــرورمو بهــــــم مــی زنــــم
گریه که سهله ، زیر چتــر شـــونــــش
تا آخــــــــر دنیـــا قـــــــــدم مـــی زنم
بعضي روزها آدم بدبخت مي شود
بعضي روزها دلت مي گيرد
بعضي روزها همه چيز بوي دلتنگي مي دهد
بعضي روزها هيچ كس دوستت ندارد
بعضي روزها آسمان ابري است اما تو گرمت است
بعضي روزها خيابانها كثيف تر است
بعضي روزها آدم ها عبوس تر
امروز از آن روزهاست
حالم اصلا خوب نيست !
وقتی که دست هایت
ویرانه هایی هستند بی هیچ انتظاری
حتی بی هیچ حسرتی
دیگر چه بیم آنکه تو را آفتاب و ماه ننوازد؟
وقتی میعادی نباشد
رفتن چرا؟
**دکتر علی شریعتی**
تنهایی نیز زاییده ی عشق است.


