باز می آیی از آیینه و عشق
به تماشایی از آیینه و عشق
محو چشمان تو هستم ، هر شب ،
محو دنیایی از آیینه و عشق
می بری غربت امروز مرا
سمت فردایی از آیینه و عشق
به نفسهات سپردم خود را
به مسیحایی از آیینه و عشق
پیش چشمت ز عطش جان دادم
پیش دریایی از آیینه وعشق
من و تو، خاطرهایی غمگین
با غزلهایی از آیینه وعشق
+
نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388ساعت 16:8 توسط ali
|


